برگزاری تولد توسط طاها
طاها بعد از تولدش هنوز بعد از چند ماه، هر روز عصر یه تولد حسابی برای خودش میگیره و بالای 20 بار شمع فوت میکنه و می رقصه. ضمناً همه کارها به جز روشن کردن شمع به عهده خودشه. ...
پیشرفت نقاشی تا 3سال و 3ماهگی
سلام این روزها طاها یک جهش خیلی خوبی نسبت به چند ماه پیش خودش توی نقاشی کشیدن داشته که نقاشی های اخیرش به شرح زیره: هلی کوپتر : گل : پروانه : گل بلند و زیاد به قول خودش : گل با برگ : گلابی : ...
روز اول مهر 1391 در پارک میثم با کلاه آتش نشان
روز آخر شهریور 91 در رودخانه سولقون
تعطیلات تابستان-شهریور 91
امسال شهریور خیلی خوش گذشت تقریباً تمام ماه رو در مسافرت بودم، اولش رفتیم همدان و بعد رفتمیم مشهد و بعدش شمال. این هم بقیه ماجرا .... تولد روشا در همدان : پارک موزه دفاع مقدس همدان : شاندیز مشهد: خانه مادر بزرگ در همدان : ...
جرثقیل
طاها عاشق ماشین های سنگین مثل کامیون، تریلی، بیل مکانیکی، جرثقیل و .... است و هر موقع جور بشه حسابی سوار میشه و تمام امکانات و وسایل ماشین رو وارسی می کنه. یه روز که یه جرثقیل خیلی بلند به قول خودش دید کم مونده بود از پنجره ماشین بپره بیرون. فقط حیف باشه که درش بسته بود و نمیشد بری داخل اتاق ماشین و رانندش هم نبود که ازش اجازه بگیریم و بره یه حالی به فرمون و دنده و ... بده. این هم چند تا عکس از این جرثقیل خیلی بلند. (روبروی پارک میثم - فروردین91) ...
توپ بازی در جاده همدان
یه عکس از سفره هفت سین سال اول طاها پیدا کردم، بد نیست اینجا باشه..... ...
گربه
سلام فکر کنم این گربه از طرف خدا اومده بود، چون روزهای اولی که طاها می رفت مهدکودک و گریه میکرد، میومد پشت در آپارتمان می خوابید روی فرش جلوی در. تا صبح زود به طاها می گفتیم گربه پشت در منتظرته، دیگه کلاً مهدکودک رفتن رو فراموش میکرد، تا دم در ماشین با گربه میومدیم پایین و خلاصه ادامه ماجرا..... ...


